تایید شده توسط پزشکان متخصص ایزی مد

محتوای این مقاله صرفا برای افزایش آگاهی شماست. قبل از هرگونه اقدام با پزشکان ایزی مد مشورت کنید

عنوان موضوعات این صفحه

اختلالات شخصیتی می‌توانند پشت رفتارهای عجیب، آزاردهنده یا سردرگم‌کننده چه در خود و چه در اطرافیان پنهان باشند. شاید روابط ناپایدار، تصمیم‌گیری‌های دشوار یا بحران هویت را تجربه کرده باشیم، بی‌آنکه بدانیم ریشه آن‌‌ها چیست. این اختلالات، الگوهای رفتاری و فکری ثابتی هستند که عملکرد فرد را مختل می‌کنند. ما دقیقاً با چه اختلالاتی روبه‌رو هستیم؟ چند نوع دارند؟ چرا به‌وجود می‌آیند و آیا درمان‌پذیر هستند؟ در این مقاله با انواع اختلالات شخصیت، دلایل شکل‌گیری و راه‌های درمان آن‌ها آشنا می‌شویم.

اختلال شخصیتی چیست؟

اختلالات شخصیتی، الگوهای پایدار و ناسازگار از تفکر، احساس و رفتار هستند که با انتظارات فرهنگی فرد تفاوت دارند و باعث اختلال در عملکرد اجتماعی و شخصی می‌شوند. این مشکلات متنوع هستند و امکان دارد در یک فرد چند نوع از آن‌ها به صورت همزمان دیده شود. به دلیل کامل نبودن رشد شخصیت در کودکان یا نوجوانان، عمدتا نباید چنین بیماری‌هایی در این سنین کشف شوند.

تعریف روان‌شناختی اختلال شخصیت

براساس راهنمای تشخیصی و آماری DSM- 5 که معیار روانپزشکی در تمام دنیاست، به الگوهای پایدار درونی یا رفتاری که در تضاد با فرهنگ پذیرفته شده در جامعه هستند، در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می‌شوند، پایدار بوده و باعث اختلال یا پریشانی می‌شود، اختلالات یا مشکلاتی شخصیتی گفته می‌شود.

چه تفاوتی با بیماری‌های روانی دیگر دارد؟

وجود علائم مشترک میان خوشه‌های اختلال شخصیت و بیماری‌های روانی می‌تواند سوالاتی را در مورد تفاوت‌های میان این مشکلات و اختلالات دیگر، فراهم کند. اما فارغ از این موارد مشترک، ویژگی‌های متفاوتی هم وجود دارند که باعث تفکیک آن‌ها از یکدیگر می‌شود. یکی از این تفاوت‌ها، سیر بیماری است. مشکلات شخصیتی، از همان اوایل بزرگسالی شروع شده و به شکل انعطاف‌ناپذیر و مداوم مشاهده می‌شود که فرد آگاهی از وجود آن‌ها ندارد و بیشتر عوامل دیگر را مقصر می‌داند. این در حالی است که در سایر اختلالات روانی، آگاهی بیمار از مشکل خود و سیر ناگهانی‌تر مشاهده می‌شود.

ضمنا در حالی که روان‌درمانی برای اختلال شخصیت مهم می‌باشد، اما دارو می‌تواند در سایر بیماری‌های روان مفید باشد.

علائم کلی اختلالات شخصیتی

علائم اختلال شخصیت، می‌تواند به صورت مشترک و کلی در همه انواع و یا به صورت اختصاصی برای هر کدام مشاهده شوند. در این بخش قصد داریم نشانه‌ها و نمای کلی از چنین مشکلاتی را بررسی کنیم.

علائم رفتاری و هیجانی

رفتارهای هیجانی جزو علائم کلی و مشترکی است که در انواع اختلالات شخصیتی به شکل‌های متفاوتی دیده می‌شود. عدم وجود ثبات عاطفی و انجام واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی از جمله همین علائم است. رفتارهای تکانشی جزو دیگری از همین رفتارهای هیجانی است که در آن فرد به عواقب رفتارهای خود فکر نمی‌کند.

احساس بی‌ارزشی، ترس از نادیده گرفته شدن و بروز خشم‌های نامتناسب با شرایط، بخشی دیگر از همین رفتارهای هیجانی در مشکلات شخصیتی هستند.

تأثیر بر روابط بین‌فردی و شغلی

وجود تفکرات و باورهای غیرمنطقی می‌تواند تاثیر زیادی بر روابط بین فردی و شغلی بیماران داشته باشد که یکی از بزرگترین مشکلات آن‌ها هم مربوط به همین بخش می‌شود. در حقیقت گاهی تشخیص اختلالات روانی بر اساس روابط مختل فردی یا شغلی گذاشته می‌شود. وجود روابط ناپایدار عاطفی یا دوستانه، یکی از نشانه‌های مشترک اختلال شخصیتی است. معمولا چنین بیمارانی نمی‌توانند با دیگران ارتباط سالمی داشته باشند یا اینکه آن را حفظ کنند.

این موضوع می‌تواند فراتر رفته و در محیط کاری هم دیده شود. بسته به شدت اختلال، گاهی بیماری به حدی پیشرفت می‌کند که فرد به انزوای اجتماعی و تنهایی می‌رسد.


انواع اختلالات شخصیتی بر اساس DSM-5

اختلالات شخصیتی متنوع هستند و به همین دلیل نیاز است که به صورت طبقه‌بندی شده و واضح‌تر مورد بررسی قرار بگیرند. DSM-5  که راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است، مجموعه این مشکلات را در دسته اصلی به صورت ده بیماری مختلف طبقه‌بندی کرده است. این دسته‌بندی‌ها عمدتا بر اساس علائم ایجاد شده‌اند که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.

1. گروه A (رفتار عجیب یا غیرعادی)

یکی از خوشه‌های اختلالات شخصیت، بیماری‌های دسته A هستند که خود را به صورت تفکر یا رفتارهای غیرعادی نشان می‌دهند. در این دسته، سه بیماری وجود دارد که فارغ از ویژگی مشترک گفته شده، علائم متفاوتی دارند.

گروه A (رفتار عجیب یا غیرعادی)

• اختلال شخصیت پارانوئید

اختلال شخصیت پارانوئید، با ویژگی اصلی سوءظن مداوم و بی‌اعتمادی عمیق به دیگران در شرایطی که دلایل منطقی وجود ندارد، شناخته می‌شود .به زبان ساده‌تر، افراد دارای این اختلال مدام تصور می‌کنند که اطرافیان در حال توطئه برای آسیب به وی هستند. همین ویژگی معمولا باعث ایجاد حساسیت زیاد نسبت به نظرات یا تصمیم‌های اطرافیان می‌شود، به شکلی که این بیماران می‌توانند به راحتی احساس کنند که مورد تحقیر یا بی‌احترامی قرار گرفته‌اند. طبیعی است که در این شرایط، روابط فرد آسیب ببیند و از این‌رو عمدتا بیمارانی منجر به منزوی شدن می‌شوند.

اسکیزوئید یکی دیگر از انواع اختلالات شخصیت است که با یک الگوی پایدار از کناره‌گیری اجتماعی و بی‌علاقگی نسبت به ارتباط با دیگران شناخته می‌شود. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، معمولاً ترجیح می‌دهند تنها باشند و از تعامل‌های اجتماعی پرهیز می‌کنند. آنها اغلب احساساتشان را به شکلی محدود و کم‌عمق نشان می‌دهند و ممکن است دیگران را به همین دلیل از خود دور کنند.

بیماران اسکیزوئیدی، معمولاً علاقه‌ای به داشتن روابط نزدیک، مانند دوستی‌های عمیق یا روابط خانوادگی نزدیک، ندارند و جالب‌تر اینکه حتی در موقعیت‌های اجتماعی معمول نیز احساس راحتی نمی‌کنند. به همین دلیل، زندگی‌شان ممکن است نسبتاً منزوی و به دور از جمع‌های اجتماعی باشد. علت این رفتارها معمولاً به نحوه احساس و پردازش هیجانات مربوط می‌شود؛ افراد اسکیزوئید ممکن است احساسات عمیق داشته باشند، اما ترجیح می‌دهند آن‌ها را درونی نگه دارند و کمتر به دیگران نشان دهند. همچنین، آنها ممکن است در بیان احساسات خود به دیگران نیز دچار مشکل باشند.

افراد مبتلا به مشکلات شخصیت اسکیزوتایپی، معمولاً در برقراری رابطه‌ی صمیمی با دیگران مشکل دارند و علاقه‌ی کمی به ایجاد روابط نزدیک نشان می‌دهند. گاهی برداشت آن‌ها از واقعیت با آنچه دیگران تجربه می‌کنند تفاوت دارد، و همین موضوع می‌تواند باعث شود رفتار با فرد دچار اختلال شخصیت، مشکل شود.

ضمنا ممکن است خود فرد هم رفتارها و ظاهر غیرمعمول داشته باشد؛ مثلاً ممکن است به شکل خاصی لباس بپوشد یا به شیوه‌ای متفاوت صحبت کند. گاهی بیماران اسکیزوتایپی، در موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب یا احساس قضاوت شدن توسط دیگران می‌شوند که بیشتر مواقع، شواهدی هم برای تایید آن‌ها وجود ندارد. این اضطراب معمولاً با آشنایی کم نمی‌شود، چون برخلاف افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی، مشکل اصلی آن‌ها در درک و تفسیر درست از دنیای اطراف است.

یکی دیگر از خوشه‌های اختلال شخصیت، گروه B است که با رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی و گرایش به واکنش‌های نمایشی شناخته می‌شوند. این افراد معمولاً احساساتی شدید و ناپایدار دارند و در بسیاری از موارد، رفتارهای آنی و بدون تأمل از خود نشان می‌دهند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، معمولاً به حقوق دیگران احترام نمی‌گذارند و به راحتی قوانین جامعه را می‌شکنند. این اختلال معمولاً با رفتارهای تکانشی و پرخطر از جمله دروغگویی، دزدی یا خشونت همراه است. در حقیقت پیامد رفتار آن‌ها آسیب‌های جسمی یا روانی به اطرافیان بدون پذیرش مسئولیت است. مجموعه این رفتارها، روابط اجتماعی و کاری آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مشکلات متعددی برای خود و اطرافیانشان ایجاد می‌کند.

اختلال شخصیت مرزی، با مشکل در کنترل احساسات مشخص می‌شود و باعث می‌شود فرد اعتماد به نفس پایین‌تری داشته باشد. نوسانات شدید خلقی و رفتارهای تکانشی از دیگر ویژگی‌های این بیماری است که می‌تواند در روابط اجتماعی و شخصی فرد مشکلات زیادی به وجود آورد. افراد مبتلا معمولاً در مدیریت هیجانات خود دچار چالش هستند و این باعث می‌شود واکنش‌های آن‌ها گاهی بیش از حد یا نامتناسب با موقعیت باشد. این وضعیت ممکن است باعث سوءتفاهم با اطرافیان و احساس تنهایی در فرد شود.

اختلال شخصیتی نمایشی، با حالت‌های هیجانی ناپایدار و تصویری غیرواقعی از خود شناخته می‌شود. این افراد زمانی احساس ارزشمندی می‌کنند که توسط دیگران مورد تایید قرار بگیرند. در حقیقت عزت نفس آن‌ها بیشتر از حد معمول به نظرات اطرافیان وابسته است. به همین دلیل، رفتارهای آن‌ها معمولاً به گونه‌ای است که توجه و تحسین دیگران را جلب کند، حتی اگر این رفتارها نمایشی یا نامتناسب باشد.

3. گروه C (رفتار مضطرب و ترسو)

گروه C، نوعی دیگر از خوشه‌های اختلال شخصیت است که مشخصه اصلی آن‌ها ترس و اضطراب است.

• اختلال شخصیت اجتنابی

افرادی که با اختلال شخصیت اجتنابی درگیر هستند، معمولاً خود را ناکافی یا نالایق می‌دانند و اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند. آن‌ها از این می‌ترسند که مورد قضاوت یا تحقیر دیگران قرار بگیرند، به همین دلیل نسبت به انتقاد یا طرد اگر فقط تصور آن باشد، واکنش‌های شدیدی نشان می‌دهند. تشخیص اختلالات روانی بر اساس همین علائم خواهد بود.

با اینکه در درون خود نیاز شدیدی به ارتباط و تعلق خاطر به دیگران دارند، ولی ترس از رد شدن یا تحقیر شدن باعث می‌شود از موقعیت‌های اجتماعی کناره‌گیری کنند. این دوری گزینی می‌تواند به مرور زمان احساس تنهایی، افسردگی و حتی بدبینی نسبت به نیت دیگران را در آن‌ها تشدید کند.

• اختلال شخصیت وابسته

افرادی که دچار این الگوی شخصیتی هستند، معمولاً به‌شدت وابسته به دیگران عمل می‌کنند و برای انجام کارها یا گرفتن ساده‌ترین تصمیمات، نیاز به تأیید یا راهنمایی دیگران دارند. آن‌ها اغلب در روابط نزدیک، خود را به‌شدت در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهند و برای حفظ این وابستگی، تمایل دارند خواسته‌های خود را نادیده بگیرند. این افراد ممکن است از ترس اینکه تنها بمانند یا حمایت طرف مقابل را از دست بدهند، خواسته‌ها یا نظرات واقعی‌شان را بیان نکنند. همین ویژگی‌ها می‌تواند رفتار با فرد دچار اختلال شخصیت را دشوار کند.

یکی از ویژگی‌های بارز این اختلال، ناتوانی در ابراز استقلال است. آن‌ها در برابر فشارها به‌جای مقابله فعال، معمولاً به تسلیم شدن و سازش بیش از حد روی می‌آورند.

• اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)

  • افرادی که با الگوی شخصیت وسواسی – جبری زندگی می‌کنند، معمولاً درگیر وسواس شدید نسبت به نظم، جزئیات و اجرای دقیق قوانین هستند. تمایل افراطی آن‌ها به کمال‌گرایی باعث می‌شود در انجام وظایف ساده نیز بیش از حد وقت صرف کنند، چرا که به ندرت چیزی را به اندازه‌ی کافی خوب می‌دانند. آن‌ها تمایل دارند همه‌چیز را تحت کنترل خود نگه دارند و نسبت به تغییر یا روش‌های جایگزین مقاومت زیادی نشان می‌دهند.

این افراد اغلب انعطاف‌ناپذیرند و در همکاری با دیگران دچار مشکل می‌شوند، چون باور دارند فقط روش خودشان درست است. در نتیجه، ممکن است انجام کارها را به تعویق بیندازند یا آن‌قدر وقت صرف اصلاح و بازنگری کنند که عملاً کار را ناتمام رها کنند یا دیگران از همکاری با آن‌ها خسته شوند.

• اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)

  • افرادی که با الگوی شخصیت وسواسی – جبری زندگی می‌کنند، معمولاً درگیر وسواس شدید نسبت به نظم، جزئیات و اجرای دقیق قوانین هستند. تمایل افراطی آن‌ها به کمال‌گرایی باعث می‌شود در انجام وظایف ساده نیز بیش از حد وقت صرف کنند، چرا که به ندرت چیزی را به اندازه‌ی کافی خوب می‌دانند. آن‌ها تمایل دارند همه‌چیز را تحت کنترل خود نگه دارند و نسبت به تغییر یا روش‌های جایگزین مقاومت زیادی نشان می‌دهند.

این افراد اغلب انعطاف‌ناپذیرند و در همکاری با دیگران دچار مشکل می‌شوند، چون باور دارند فقط روش خودشان درست است. در نتیجه، ممکن است انجام کارها را به تعویق بیندازند یا آن‌قدر وقت صرف اصلاح و بازنگری کنند که عملاً کار را ناتمام رها کنند یا دیگران از همکاری با آن‌ها خسته شوند.

علت بروز اختلالات شخصیتی چیست؟

یکی دیگر از انواع اختلال شخصیت، اختلال خودشیفتگی است که در آن، فرد معمولاً خود را برتر از دیگران می‌داند و نیاز شدیدی به تحسین و توجه دارد. او کمتر به احساسات یا نیازهای دیگران توجه می‌کند و درک همدلانه برایش دشوار است. با وجود ظاهر پر از اعتماد‌به‌نفس، این رفتارها اغلب ریشه در عزت نفس شکننده و عدم اطمینان درونی دارند.

افراد دچار این مشکل ممکن است در روابط اجتماعی دچار چالش شوند، چرا که دیگران آن‌ها را مغرور، بی‌تفاوت یا خودمحور می‌دانند. در واقع، پشت این ظاهر خودبزرگ‌بین، گاهی فردی با احساس ناامنی پنهان شده است که ارزشمندی‌اش را وابسته به دیده شدن و تأیید شدن از سوی دیگران می‌بیند.

ژنتیک و عوامل ارثی

در گروهی از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یا انواع دیگر، ممکن است مجموعه‌ای از ناهنجاری‌ها در مغز و بخش‌های مختلف آن دیده شود که این هنجاری‌ها در برخی بیماران مرتبط با ژنتیک است. ضمنا بررسی‌ها نشان داده است که کاهش سطح سروتونین یا سایر مواد شیمیایی در مغز هم می‌تواند ارثی باشد. وجود مشکلات مشابه در خانواده بیماران توانسته نقش ژنتیک را در بروز این بیماری‌ها تقویت کند.

تربیت، خانواده و محیط رشد

فارغ از ژنتیک، محیط هم یکی از عواملی است که نقش آن در بروز اختلال شخصیتی ثابت شده است. خانواده و نحوه ارتباط والدین با فرزند می‌تواند یک عامل مهم برای درگیر شدن افراد در آینده باشد. برای مثال محبت یا انتقاد بیش از حد، نمونه‌هایی از نقش خانواده و تربیت فرزند در شکل‌گیری مجموعه‌ای از مشکلات شخصیتی است.

تجربیات آسیب‌زا در کودکی

یکی دیگر از تاثیرات محیط در شکل‌گیری انواع اختلالات شخصیتی، تجریبات آسیب‌زا در کودکی است که این موضوع نه تنها در مورد این مشکل که برای بسیاری از بیماری‌های روان مطرح است. سو استفاده جنسی، انواع آزار و اذیت روحی یا جسمی توسط والدین نمونه‌هایی از این تجریبات هستند. 

چگونه اختلالات شخصیتی تشخیص داده می‌شوند؟

تشخیص اختلالات روانی معمولا کار ساده‌ای نیست. بسیاری از افرادی که با این نوع مشکل دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، آگاهی دقیقی از رفتارهای غیرعادی خود ندارند و به همین دلیل هم، تمایلی برای مراجعه به روان‌پزشک نشان نمی‌دهند. همین ناآگاهی باعث می‌شود که روند شناسایی و درمان با چالش‌هایی همراه باشد.

 از سوی دیگر، برخی از اختلالات روانی ممکن است علائم و نشانه‌های مشابهی داشته باشند که این موضوع نیز فرآیند تشخیص را پیچیده‌تر می‌کند. اما با وجود همه این موانع، روش‌های علمی و مؤثری برای شناسایی اختلالات روانی وجود دارند که در ادامه با جزئیات بیشتری به آن‌ها خواهیم پرداخت.


نقش روان‌پزشک و روان‌شناس در اختلالات شخصیت

عمدتا بیماران به دلیل عدم آگاهی از مشکلات خود، توسط اطرافیان و زمانی به پزشک مراجعه می‌کنند که بیماری در شغل، روابط اجتماعی و یا به طور کلی زندگی آن‌ها اختلال ایجاد کرده است. در این زمینه بیشتر شکایت بیماران به جای علائم اختلال شخصیت، اضطراب یا افسردگی است. عمدتا بیماری‌های این زمینه سخت‌تر از اغلب بیماری‌های روان تشخیص داده می‌شوند که در این زمینه روان‌پزشک و روان‌شناسی نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

همانند اغلب بیماری‌ها، تشخیص ممکن است با گرفتن شرح حال کامل، بررسی تاریخچه بیماری در خود فرد یا خانواده، داروهای مصرفی و معاینات فیزیکی شروع شود. این اقدامات، می‌تواند سایر علل از جمله مشکلات جسمی را رد کرده و پزشک را به تشخیص بیماری نزدیک‌تر کند. در ادامه نوبت به مصاحبه و استفاده از پرسش نامه‌های خاص می‌شود که با استفاده از آن‌ها مشکل بیمار تا حد زیادی قطعی می‌شود.

در نهایت تشخیص اختلالات روانی با روان‌پزشک است، اما در این زمینه ارزیابی‌های دقیق روان‌شناس از طریق مصاحبه‌های ساختار یافته هم به شناسایی بیماری کمک زیادی خواهد کرد.

ابزارها و تست‌های تشخیصی رایج

یک از سوالات اصلی برای تشخیص اختلالات روانی این است که آیا واقعا ابزار یا تست تشخیصی خاصی برای شناسایی این بیماری‌ها وجود دارد یا خیر؟ 

پزشک برای شناسایی چنین اختلالاتی ممکن است از مجموعه‌ای از آزمایشات یا تست‌های تشخیصی استفاده کند که لزوما همه آن‌ها به صورت اختصاصی برای اختلالات شخصیتی نیستند. گاهی علائم بیمار کاملا واضح نیست و در این زمینه نیاز است تا بررسی‌های وسیعی برای رد تشخیص‌های احتمالی صورت بگیرد.

 اما تست‌های رایجی هم برای شناسایی این مشکلات وجود دارندکه DSM-5 یا راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، یکی از تست‌های رایج برای ارزیابی علائم بیمار می‌باشد. در این راهنما، الگو‌های توصیفی مانند مدت زمان، شدت و شرایط برای هر اختلال وجود دارد که با استفاده از آن می‌توان به شکلی دقیق‌تر، مشکل بیمار را مشخص کرد. مصاحبه بالینی ساختار یافته یا SCID، نوعی تست دیگری است که بر اساس همان راهنمای DSM-5 طراحی شده است. عمده ابزارها، نوعی پرسشنامه یا مصاحبه هستند که دقیقا‌ اختلالات شخصیت را نمایان می‌کنند.

روش‌های درمان اختلالات شخصیتی

اختلالات شخصیت طیفی از بیماری‌های مختلف را شامل می‌شوند که لزوما همه آن‌ها با یک رویکرد یکسان درمان نمی‌شوند. از این‌رو، بسته به نوع اختلال و شدت آن‌ها درمان‌ متفاوت خواهد بود. چیزی که اهمیت دارد این است که بدانید چنین بیماری‌هایی، نیاز به درمان پیچیده و طولانی خواهند داشت.

روان‌درمانی (CBT، DBT، طرح‌واره‌درمانی)

روان‌درمانی برای اختلال شخصیت دارای کاربردهای زیادی است و تقریبا درمان اصلی همین مشکلات می‌باشد. در این حوزه سه رویکرد متفاوت استفاده می‌شود که در ادامه به بررسی‌ آن‌ها خواهیم پرداخت. در درمان شناختی رفتاری یا همان CBT، هدف شناسایی باورهای ناسازگار در فرد و تغییر آن‌ها با باورهایی است که به واقعیت نزدیک‌تر هستند. نتیجه این تغییر، بهبود توانایی‌های فرد برای برقراری ارتباط است. رویکرد دیگر، درمان رفتار دیالکتیکی (DBT) است که در حقیقت ترکیبی از درمان شناختی رفتاری، افزایش آگاهی و پذیرش می‌باشد. هدف از اتخاذ چنین رویکردی، بالا بردن مهارت‌های ارتباطی، مدیریت هیجانات و رفتارهای پرخطر مانند خودزنی است.

درمان اختلالات شخصیت، شامل رویکرد دیگری به نام طرح‌واره درمانی هم است. منظور از طرح‌واره، الگوهای ناسازگار و هیجانی است که در دوران کودکی شکل گرفته‌اند. در این شیوه سعی بر بازسازی شناختی این الگوها می‌شود.

دارودرمانی

تاکنون دارویی که بتواند به طور خاص بتواند علل اختلال شخصیت را درمان کند، شناخته نشده است و گزینه‌هایی که برای بیماران تجویز می‌شوند، بیشتر برای مدیریت علائم همراه مانند اصظراب یا افسردگی خواهند بود. داروهای پر استفاده در این حوزه شامل انواع 1. داروهای ضدافسردگی مانند سرترالین 2. داروهای ضد روان‌پریشی مانند اولانزاپین 3. داروهای تثبیت‌کننده خلق مانند والپروات سدیم و 4. داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام خواهند بود.

حمایت خانوادگی و اجتماعی

حمایت خانوادگی و اجتماعی بخش مهمی از درمان اختلالات شخصیت هستند اما چرا ؟ توصیه به درمان طولانی به فردی که خود را بدون عیب می‌داند دشوار است. برخی از این بیماران نیاز به چندین بار جلسه روان درمانی در هفته دارند که همین موضوع می‌تواند مانع از کامل شدن روند بهبودی شود. در این زمینه لازم است که خانواده و به خصوص اطرافیان، حمایت‌های لازم برای افزایش انگیزه بیمار و شناخت بیشتر از مشکلاتش را فراهم کنند.

آیا اختلالات شخصیتی قابل درمان‌اند؟

اختلالات شخصیتی اصولا شرایطی مادام‌العمر هستند که به دلیل عدم آگاهی بیمار از مشکلات خود یا برخی پیامد‌ها، می‌تواند با پیش‌آگهی ضعیف همراه باشد. افراد دارای این مشکلات در خطر خودکشی، افسردگی و سو مصرف مواد هستند که همین رفتارها می‌تواند این گروه را در خطر بیشتری برای مرگ به نسبت افراد عادی قرار بدهد. در این زمینه برای بسیاری از افراد سوال است که آیا واقعا روان‌درمانی برای اختلالات شخصیت یا سایر گزینه‌های درمانی می‌توانند موثر باشند؟

روشهای درمانی و روند بهبود

اصولا نباید انتظار ریشه کن شدن بیماری و از بین رفتن تمامی علائم به دنبال درمان بود، چون چنین مشکلاتی ناشی از الگوهای پایدار و عمیق در فرد هستند. اما این معنای درمان‌ناپذیر بودن مشکلات شخصیتی در فرد نیست. درمان‌های موجود می‌توانند تا حد زیادی علائم بیمار را کنترل کرده و مشکلات ناشی از آن‌ها را کم کنند. عمدتا پس از تشخیص قطعی، مجموعه‌ای از روان‌درمانی برای اختلالات شخصیت و در صورت نیاز دارو درمانی شروع می‌شود.

 بسته به شدت بیماری، ممکن است نیاز به یک یا چندین جلسه مشاوره و روان‌درمانی در هفته باشد. عمدتا در ماه‌های اول، هدف اصلی ایجاد اعتماد بین پزشک و بیمار است، چون افراد دارای این اختلال عمدتا نسبت به درمان بی‌اعتماد هستند. به تدریج فرد نسبت به مشکلات خود آگاه‌تر شده و به مرور بهبود پیدا می‌کند.

چگونه با فرد دارای اختلال شخصیت رفتار کنیم؟

فرد دارای علائم اختلالات شخصیت، ممکن است رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، حساسیت بالا یا دشواری در تنظیم هیجانات داشته باشد که همین موارد، تعامل روزمره را پیچیده می‌کند. از این‌رو خانواده و اطرافیان باید صبر و مهارت‌های لازم برای تعامل را کسب کنند. در ادامه نکاتی که برای داشتن ارتباط موثر و کاهش تنش نیاز است را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

نکاتی برای اعضای خانواده و دوستان

به طور مشخص، زندگی یا تعامل نزدیک با فردی که درگیر الگوهای پایدار و ناسازگار مانند اختلال شخصیت مرزی است، ساده نمی‌باشد، چون گاهی رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دیده می‌شود که برای اطرافیان قابل درک نیست. همین موضوع می‌تواند به مرور شکاف بین بیمار و خانواده را بیشتر کند. پس قبل از هر چیز باید ماهیت و علت چنین رفتارهایی را درک کنید. مطاله بیشتر در مورد بیماری و حتی کمک گرفتن از روانپزشک می‌تواند اقدامی موثر برای این کار باشد.
در ادامه لازم است که مرزهایی برای روابط خود تعیین کنید. این مرز نه فقط برای بیمار که برای سلامت روان خود شما هم لازم است. در این زمینه ممکن است که فاصله گرفتن موقت به صورت آگاهانه و با توضیح مناسب هم نیاز شود. اگر این کار به درستی صورت بگیرد، تنش‌ها تا حد زیادی کاهش پیدا می‌کند و یکی از مشکلات اصلی در رفتار با انواع اختلالات شخصیت، حذف می‌شود. 

همان‌طور که در بخش‌های قبلی اشاره کردیم، درمان اختلال شخصیت طولانی خواهد بود که همین موضوع اغلب باعث خستگی یا ناامیدی بیماران و رها کردن درمان می‌شود. در این زمینه باید اقدامات مناسبی برای تشویق فرد به ادامه درمان و مراجعه به پزشک صورت بگیرد. شاید یادآوری کردن پیشرفت‌های درمان و بهبود علائم بتواند کمک خوبی برای حفظ انگیزه بیمار باشد

ضمنا خود شما هم باید از قضاوت کردن رفتارهای فرد خودداری کرده و سعی کنید به صورت فعالانه به مشکلات وی گوش دهید.

آیا اختلال شخصیت درمان دارد؟

بله، عموما برای اختلال شخصیت، از درمان‌های ترکیبی و زمان‌بر استفاده می‌شود که هدف اصلی آن‌ها، تغییر الگوهای ناسازگار شکل گرفته در فرد است.

اختلال شخصیت، مجموعه‌ای الگوهای پایدار در تفکر یا رفتار است که عموما از سنین اوایل بزرگسالی شروع شده و تمامی جنبه‌های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما افسردگی، نوعی ناامیدی، احساس ناراحتی و کاهش انرژی است که به صورت موقت و به دنبال ضربه‌های روحی یا مشکلات خاص ایجاد می‌شود.

تشخیص اختلالات روانی ساده نیست و معمولا نیاز به بررسی‌های تخصصی و دقیق توسط روان‌پزشک دارد، اما با این حال نشانه‌هایی مانند الگوهای ناسازگار رفتاری، روابط ناپایدار، شخصیت ضد اجتماعی یا رفتارهای افراطی می‌توانند باعث شک نسبت به این بیماری در افراد شوند.

این موضوع تا حد زیادی وابسته به آگاهی فرد از مشکلات خود و اراده وی برای درمان بستگی دارد. معمولا افرادی که از حمایت همسر خود برخوردار هستند و درمان منظمی را دریافت می‌کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در روابط عاطفی خود خواهند داشت.

ژنتیک یکی از عوامل مهم در بروز بیماری‌های شخصیتی است که البته تاثیر آن‌ در بروز همه بیماری‌های این دسته یکسان نیست. اختلال شخصیت ضد اجتماعی و مرزی معمولا از بیماری‌هایی هستند که بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

اساس درمان اختلالات شخصیت، روان‌درمانی است که در کنار آن ممکن است برای کنترل علائم همراه مانند اضطراب یا افسردگی، دارو درمانی نیاز شود.

بهتر است قبل از هر چیز، از یک روان‌پزشک یا روانشناس برای درمان کمک گرفت و در کنار آن به مواردی مانند تعیین مرزهای مشخص در روابط یا عدم درگیر شدن در بازی‌های عاطفی فکر کرد.